زندگى نامه حضرت آیت الله العظمى شهید حاج شیخ مرتضى نجفى ونایى بروجردى
263 بازدید
تاریخ ارائه : 1/2/2013 9:54:00 AM
موضوع: رجال و تراجم

حضرت آیت الله العظمى[1]  شهید حاج شیخ مرتضى نجفى ونایى بروجردى؛ فرزند مرحوم آیت الله العظمى حاج شیخ على محمّد نجفى ونایى بروجردى؛ و ایشان فرزند حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمّد ابراهیم ونایى بروجردى؛ مىباشد.

ایشان در بین الطلوعین هفدهم جمادى الاوّل 1348 هجرى قمرى برابر با 1307 هجرى شمسى در نجف اشرف پا به عرصه دنیا نهادند، خانواده ایشان نام «مرتضى» را براى ایشان انتخاب مىنمایند.

علّت نام گذارى ایشان به مرتضى را سه دلیل بیان نموده‌اند:

اوّل آنکه: چون همجوار با مرقد مطهر حضرت على مرتضى7 بودند این نام براى ایشان انتخاب شد.

دوم آنکه: جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمّد مهدى نجفى بروجردى[2] «دام عزه» مىفرمودند:

 

(مادر با تقوا و بافضیلت ایشان که از اهل عبادت و زهد بود، ساعتى قبل از تولد این فرزند پیامبر اکرم «صلّى الله علیه و آله و سلّم» و امیرالمؤمنین على7 را در رؤیایى صادقه مىبینند که، از شوهرشان مرحوم آیت الله العظمى حاج شیخ على محمّد؛ پرسشهایى مىکنند و حاج شیخ؛ پاسخ مىگوید، پس از این پرسش و پاسخ پیامبر «صلّى الله علیه و آله و سلّم» کودک قنداق شده‌اى را از زیر عبا بیرون آورده و به حاج شیخ على محمّد؛ می‌دهند و مىفرمایند: «نام او را مرتضى بگذار[3] ).

 

سوم آنکه: جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ مجتبى نجفى بروجردى «دام عزه» مىفرمودند:

(مرحوم والد بارها مىفرمودند نام ایشان را مرتضى نهادم، به امید آنکه شیخ مرتضى انصارى؛ ثانى گردد[4] ).

 

و هر سه علت را نیز مىتوان جمع نمود و همه را با هم قبول نمود.

 

تحصیلات

مرحوم آیت الله شهید شیخ مرتضى بروجردى؛ پس از گذراندن دوران طفولیت در سن شش سالگى به مکتبخانه رفت و خواندن و نوشتن را آموخت آنگاه در حوزه کهن نجف اشرف مقدمات علوم دینى و سطوح حوزه را نزد علماى بزرگ آن دیار گذراند.

پس از آن وارد دروس خارج مراجع عظام آنجا گردید و دیرى نپایید که درجات عالیه را طى کرده و به مقام رفیع اجتهاد نائل آمدند.

اساتید

از اساتید ایشان در دروس سطح و خارج به مراجع و علماى بزرگ ذیل مىتوان اشاره نمود:

1 - آیت الله العظمى حاج شیخ على محمّد نجفى ونایى بروجردى؛. (دروس سطح).

2 - آیت الله حاج شیخ حسین حلّى؛. (خارج فقه و اصول).

استاد عالى قدر ما مرحوم آیت الله سیّد مرتضى حسینى نجومى کرمانشاهى؛ بارها مىفرمودند :

(ما دروس مرحوم آیت الله حلى؛ را در فقه و اصول با مرحوم آقاى آیت الله شهید شیخ مرتضى بروجردى؛ هم مباحثه بودیم[5] ).

 

3 - آیت الله العظمى حاج سیّد محسن طباطباى حکیم؛. (خارج فقه و اصول).

4 - آیت الله العظمى حاج سیّد ابوالقاسم خویى؛. (خارج فقه و اصول).

مرحوم آیت الله العظمى شهید شیخ مرتضى نجفى بروجردى؛ از مرحوم آیت الله العظمى سیّد ابوالقاسم خویى؛ علاوه بر شاگردى داراى اجازه اجتهاد و نقل روایت نیز بودند.

5 - آیت الله العظمى سیّد على آقا قاضى طباطبایى تبریزى؛. (اخلاق و عرفان).

ایشان مدّتى[6]  به همراه پدر عالى مقامشان به محضر شریف این مرد ربانى و

الهى حاضر و استفادههاى علمى و عرفانى و اخلاقى مىنمودند.

6 - آیت الله حاج سیّد سجاد علوى گرگانى؛. (دروس سطح).

7 - آیت الله شیخ صدرا بادکوبه‌اى؛. (دروس سطح).

8 - آیت الله میرزا حسن یزدى؛. (دروس سطح).

9 - آیت الله حاج شیخ مجتبى لنکرانى؛. (دروس سطح).

 

اقامه جماعت در حرم امام على7

آیت الله العظمى شهید حاج شیخ مرتضى نجفى بروجردى؛ از علماى مجاهد شهر نجف اشرف بودند که سالهاى متمادى با تحمل رنج و قربت به مبارزه و جنگ علمى و عملى با رژیم بعث عراق پرداختند و در حرم مطهر امیرالمؤمنین7 با وجود ممانعتهاى فراوان رژیم بعث سه نوبت صبح و ظهر و عشاء به اقامه نماز مىپرداختند، و در این مدّت سه مرتبه مورد حمله جنایتکاران بعثى قرار گرفتند که مرتبه سوم منجر به شهادت ایشان گشت.

 

تدریس

مرحوم آیت الله العظمى شهید شیخ مرتضى بروجردى؛ در زمانى که دروس خارج را تحصیل مىکردند، به تدریس دروس سطح در حوزه نجف اشرف و تربیت فضلاى آن حوزه مىپرداختند، پس از آنکه سالهاى متمادى دروس خارج را طى کرده و دیگر خود را مستغنى از شرکت دیدند، تصمیم گرفتند که دیگر در دروس خارج شرکت نکنند، ولیکن این تصمیم با مخالفت استاد ایشان مرحوم آیت الله العظمى سیّد القاسم خویى؛ انجام شد، چرا که ایشان فرموده بودند :

(شرکت شما در درس باعث قوت علمى درس مىشود).

ایشان از همان ایام خود مستقلاً تدریس دروس خارج فقه و اصول را شروع نموده و از مدرسین بنام دروس خارج به شمار می‌آمدند و بعد از وفات استاد بسیارى از شاگردان استاد در درس این فقیه زاهد شرکت مىنمودند.

 

تأخیر درس به خاطر تأخیر ایشان

بعد از شهادت این عالم عالىقدر مراسم بزرگداشتى براى ایشان در شهر قم در مسجد و حسینه «موکب النجف الاشرف» برگزار شد، سخنران آن جلسه مىفرمودند:

(گاهى مىشد که مرحوم آیت الله العظمى خویى؛ به مجلس و محل تدریس خود می‌آمدند و روى منبر مىنشستند امّا درس را شروع نمىکردند و مدّتى که گاهى هم طولانى مىشد صبر مىنمودند، آنگاه شروع به تدریس مىنمودند.

وقتى از ایشان سؤال شده بود که چرا شما تأخیر در تدریس مىکنید؟ ایشان فرموده بودند: «وقتى براى تدریس مىنشینم نگاه مىکنم اگر آقا شیخ مرتضى بروجردى؛ در درس حاضر نباشند و تأخیر داشته باشند، صبر مىکنم وقتى ایشان آمدند درس را شروع میکنم، وقتى ایشان در درس است مطمئن هستم هیچ یک از مطالبم هدر نمی‌رود)[7] .

 

 

آثار و تألیفات

آثار علمى ایشان که اکنون مورد استفاده همه فضلاى حوزه قرار مىگیرد کتب ذیل است:

1 - مستند العروة الوثقى.

این کتاب تقریرات درس آیت الله العظمى سیّد ابوالقاسم خویى؛ است که با توجه خاص استاد به ثمر رسید و در بیش از چهل جلد تدوین شد. تا کنون شانزده جلد از آن تقریرات درس فقه به چاپ رسیده است.

چون مباحث مربوط به اجتهاد و طهارت توسط شاگردان دیگر تقریر شده بود، ایشان تقریرات خود را از کتاب «الصلاة» آغاز کرد و مباحث مربوط به صوم، اجاره، خمس، زکات را نیز دنبال نمود.

در مجموعه چاپ شده مستند العروة الوثقى جلد 11 الى 25 و جلد 30 از ایشان مىباشد.

الباقى مجلدات هنور چاپ نشده و کار تنظیم و تحقیق آن توسط فرزند برومند ایشان جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمّد مهدى نجفى بروجردى؛ در حال انجام شدن است، که ان شاءالله به زودى آماده چاپ خواهد شد.

بسیارى از بزرگان خصوصاً شخص آیت الله العظمى خویى؛ این نوشتار را داراى نثرى روان، بیانى شیوا و استدلالى محکم می‌دانسته‌اند.

مجلدات چاپ نشده شامل مباحث طهارت، حج، مکاسب، مضاربه، مزارعه، شرکت، نکاح و... مىباشد.

2 - دو دوره تقریرات درس خارج اصول.

این دو دوره تقریرات خارج اصول هنوز به چاپ نرسیده است و هم اکنون توسط فرزند برومند ایشان کار تحقیق و تنظیم آن مىگذرد، امید که به زودى به زیور طبع منور گردد.

3 - رساله توضیح المسائل.

4 - حاشیه فتوایى بر «عروة الوثقى».

5 - مناسک حج.

6 - مباحث اخلاقى.

7 - مباحثى در تفسیر قرآن.

صاحب کتاب «معجم الفکر و الادب» پیرامون تألیفات ایشان مىنویسد:

(له: تقریرات شیوخه. دراسات فى الفقه و الأصول و الأخلاق و التفسیر[8] [9] ).

 

 

 

سفر به ایران

حضرت آیت الله العظمى شهید حاج شیخ مرتضى نجفى بروجردى؛ در زمان ارتحال والد معظمشان مرحوم آیت الله العظمى حاج شیخ على محمّد؛ در سال 1395 هجرى قمرى به علّت مساعد نبودن اوضاع ایران و عراق نتواستند که در تشییع و نماز پدر در بروجرد شرکت کنند، امّا سه سال بعد در سال 1398 هجرى قمرى برابر با تیر ماه 1355 هجرى شمسى نجف اشرف را به منظور زیارت قبر مطهر على بن موسى الرضا7 و زیارت مرقد پدر و چاپ کتابهاى خود ترک گفتند.

استقبال بسیار باشکوهى در بروجرد از ایشان شد. به طورى که مردم قدرشناس بروجرد از آنجا تا ملایر جمعیت و امکانات استقبال را فراهم نموده بودند.حوزههاى علمیه بروجرد و قم و مشهد و تهران اصرار زیادى مبنى بر توقف ایشان داشتند، تا به تدریس و اداره حوزه و چاپ رساله و مرجعیت نائل آیند، امّا این بزرگوار به دلیل جلوگیرى از تضعیف حوزه علمیه نجف اشرف ماندن را صلاح ندانسته و به آن دیار بازگشتند و به ادامه درس و بحث و تألیف و تربیت طلاب همت گماردند.

 

خصوصیات اخلاقى و علمى

این فقیه زاهد که هم اساتید او صاحب اخلاق و کرامات بودند و هم بیت و زادگاه او داراى اخلاقى پسندید و نیکو بودند، اخلاق پسندیده را از این ابوین[10]

شریفین به ارث بردند که در ذیل به اختصار به بعضى از آن اخلاق پسندیده و خصوصیات اشاراتى مىشود:

 

1 - قدرت علمى

ایشان در بحثهاى علمى همیشه حرف آخر را می‌زدند، شوق عجیبى از خود براى فهم مطالب نشان می‌دادند و در مباحث علمى ساعتها با استاد خود بحث مىنمودند، ایشان در مقدمه کتاب خمس مىنویسند :

(این مجموعه فراتر از مطالبى است که در مجلس درس مطرح شده است و بسیارى از مطالب نتیجه بحث با استادم بعد از کلاس درس است).

ایشان غالباً براى نوشتن مطالب استاد از چکنویس استفاده نمىکردند و بدون خط خوردگى و با بیانى شیوا و استدلالى محکم آن را مىنگاشتند.

در تدریس نیز دقت نظر و بیانى شیوا داشتند و بسیار روان مطالب سنگین علمى را توضیح می‌دادند.

 

2 - قرائت قرآن روزانه

ایشان هر روز حداقل نیم جزء قرآن براى اداى حقوق والدین و ذوى القربى قرائت مىکرد و قبل از شهادت به این آیه قرآن «اِنَّ الْمُتَقیüنَ فىü جَناتٍ وَ نَهَرٍ * فüى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیüکٍ مُقْتَدِرٍ»[11]  رسیده بودند.

 

 

3 - عشق به اهل بیت:

یکى از خصوصیات این مرجع پارسا علاقه زیاد به اهل بیت: بود.

ایشان حدود پنجاه سال هر روز هنگام بین الطلوعین زیارت عاشورا را در حرم امام على7 زمزمه مىکردند و در تمام این مدّت هر هفته شبهاى جمعه خود به همراه خانوادههاى علماى زندانى در عراق به زیارت حضرت اباعبدالله الحسین7 در کربلا مشرف مىشدند و در رفت و برگشت هزینه تمام همراهان را خود به عهده مىگرفتند، ایشان حتّى در اواخر عمر و با کهولت سن دست از زیارت برنداشتند.

هر چند گاه عدّه‌اى را به هزینه و نفقه خودشان رهسپار سامرا و زیارت مرقد مقدس و منور عسکریین: مىنمودند تا حرم مطهر ایشان هم خلوت نباشد.

 

4 - زهد و پارسایى

زهد و پارسایى با این بیت شریف عجین شده بود، از هدایا و نذوراتى که براى این فقیه زاهد می‌آوردند با صرفه جویى زیاد مصرف و مقدارى را جهت فقراء و نیازمندان نجف اشرف اختصاص می‌دادند.

در سرپرستى و یارى خانوادههاى زندانیان عراق نقش بسیار مهمى را داشتند و مایحتاج زندگى آنان را به طور ناشناس و مرتب تأمین مىنمودند.

 

5 - استفاده از عمر

از دیگر خصوصیات ایشان این بود که هیچ گاه وقت خودشان را تلف نمىنمودند، در شبانه روز حدود 18 ساعت خود را به مطالعه، تدریس، تألیف، کمک به نیازمندان و سایر خدمات دینى مىپرداختند.

نیازمندان که چشم امید به محبت ایشان داشتند، گاهى در زمانهاى غیر مناسب و زمانى که همه اهل منزل خواب بودند، مراجعه مىنمودند، ایشان خودشان برمىخاستند و به آنها کمک مىنمودند.

 

6 - ارتباط با خداوند

نماز شب ایشان بیش از 50 سال ترک نشد. تضرع و گریه نیمه شب ایشان چنان از دل برمىخواست که دیگران را تحت تأثیر شدید قرار می‌داد.

براى راز و نیاز اتاقى کاملاً تاریک را انتخاب مىنمود، حتّى اگر نورى از روزنه پنجره به داخل می‌آمد آن را مىپوشاند، وقتى از علّت آن مىپرسیدند، مىگفت: مىخواهم به یاد تاریکى قبر بیافتم.

 

7 - دعا براى رهبر انقلاب

ایشان به انقلاب اسلامى ایران عشق می‌ورزیدند و از زائران ایرانى به گرمى استقبال مىنمودند و آنها مىفرمودند:

(سلام مرا به آیت الله خامنه‌اى برسانید و بگویید که من در اینجا براى شما دعا مىکنم[12] ).

 

 

مرجعیت شیعه

آیت الله العظمى شهید حاج شیخ مرتضى نجفى بروجردى؛ بعد از ارتحال استادش آیت الله العظمى سیّد ابوالقاسم خویى؛ مقلدان بسیارى پیدا نمود، و با آنکه رساله عملیه ایشان مدّتها قبل نوشته شده بود، امّا ایشان حاضر به چاپ آن نشدند.

امّا چند سال بعد چون مقلدان سؤالهاى کتبى و شفاهى بسیارى را مىپرسیدند، ایشان اجازه چاپ رساله را دادند، که در این زمان چاپ رساله با ممانعت دولت بعث عراق مواجه شد و این مانع تا پایان عمر شریف ایشان نیز برطرف نگردید.

 

ماندن در حوزه علمیه نجف اشرف

مرحوم آیت الله شهید بروجردى؛ سالیان فراوانى در حوزه علمیه نجف اشرف به تدریس سطوح عالى و خارج فقه و اصول، تألیف، امامت جماعت پرداخت و شاگردان بسیارى را تربیت نمودند.

این مرد بزرگ اقامت در نجف اشرف و ادامه درس و بحث را در حوزه نجف بر خویش واجب می‌دانستند و از علماى بنام حوزه علمیه به شمار می‌رفتند که ماندن در آنجا و تحمل سختیها و گرفتاریها را بر جان خریدند و از مشکلات نهراسیّدند و چراغ علم و فقاهت را همچنان تابان و فروزان نگاه داشتند.

با این که تمام امکانات و وسایل مهاجرتشان به ایران آماده بود و بدون شک تمام مناصب و مقدمات شهرت در حوزه علمیه قم، در انتظارشان بود امّا به ایران مهاجرت نکردند، ایشان مىفرمودند:

(من مجوزى براى حرکت نمىبینم، زیرا حفظ و ابقاى این حوزه مقدسه را که به ودیعت به دست چند نفر معدود (و انا اقلّهم) سپرده شده، در شرایط کنونى فرض و لازم می‌دانم[13] ).

 

 

فعالیتهاى اجتماعى

از جمله به خدمات و فعالیتهاى گسترده اجتماعى ایشان به چند نمونه اشاره مىکنیم:

1 - تأمین وسیله رفت و برگشت زائران کربلاى معلى و کاظمین و سامراء.

2 - کمک به نیازمندان و فقراء.

3 - حمایت از زندانیان در بند رژیم بعثى و خانوادههاى آنها، خصوصاً زندانیانى که از اهل علم و یا خانوادههاى علما بودند.

 

ازدواج و فرزندان

مرحوم آیت الله العظمى شهید حاج شیخ مرتضى بروجردى؛ در سال 1375 هجرى قمرى در سن بیست و شش سالگى با نوه آیت الله العظمى میرزا محمّد حسین نائینى؛ ازدواج نمودند، که ثمره این ازدواج از قرار ذیل است:

1 - حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمّد مهدى نجفى ونایى بروجردى«دام عزه».

2 - یک دختر که همسر آقاى عبدالهادى بروجردى (اخوى زاده ایشان یعنى فرزند مرحوم آیت الله شیخ محمّد ابراهیم نجفى بروجردى؛) بودند..

2 - دختر دوم که همسر دکتر عنایت از نوادگان مرحوم آیت الله العظمى میرزاى نائینى؛ بودند.

3 - دختر سوم که همسر آقاى علاء الدین گلپایگانى فرزند مرحوم آیت الله سیّد على گلپایگانى؛[14]  بودند،

 

4 - دختر چهارم که همسر آیت الله سیّد محمّد رضا سیستانى«مد ظله» فرزند ارشد آیت الله العظمى سیّد على سیستانى«مدّ ظلّه العالى» مىباشد.

 

تدریس و شاگردان

مرحوم آیت الله العظمى شیخ مرتضى بروجردى؛ چنانکه بسیارى از بزرگان به آن اعتراف نموده‌اند، صاحب کرسى تدریس بسیار عالى بودند و شاگردان فراوانى را تربیت نمودند که از جمله آنها:

1 - حجت الاسلام و المسلمین شیخ کاظم فتلاوى، مؤلف کتاب «المنتخب من اعلام الفکر و الادب» بوده که بجز شاگردى از ایشان اجازه نقل روایت نیز دریافت نمودند.

2 - حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ مجتبى نجفى ونایى بروجردى. (برادر ایشان).

3 - حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمّد مهدى نجفى ونایى بروجردى. (فرزند ایشان).

 

در زبان بزرگان

از جمله بزرگانى که پیرامون این فقیه زاهد و وارسته  سخن گفته‌اند، به علماى بزرگوار ذیل مىتوان اشاره نمود:

 

1 - استاد معظم سیّد محمّد حسن قاضى؛

جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج سیّد محمّد حسن قاضى؛ در کتاب «آیت الحق» پیرامون ایشان در هنگام نام پدر دانشمندشان مىنویسند:

(شیخ مرتضى بروجردى؛ که از جمله تابعان آیت الله خویى؛ بود و مدارج کمال را همراه ایشان پیمود تا به مرحله‌اى رسید که مىتوانست از افراد مطرح براى زعامت و مرجعیت و فتوى باشد[15] ).

 

 

2 - صاحب کتاب «فرهنگ رجال معاصر عراق»

صاحب کتاب «فرهنگ رجال معاصر عراق» پیرامون ایشان مىنویسد:

(آیت الله العظمى مرتضى بروجردى؛ از جمله مبرزترین شاگردان آیات عظام شیخ حسین حلّى؛ و سیّد محسن حکیم؛ و سیّد ابوالقاسم خویى؛ بودند و در حوزه علمیه نجف به مقام اجتهاد و مرجعیت نائل شدند.

از نقاط برجسته و با اهمیت زندگى ایشان سهولت استعمال از معانى و عبارات بود که موجب آن شده بود که بهره از درس ایشان براى طلاب بسیار مطلوب گردد.

پدر ایشان آیت الله شیخ على محمّد بروجردى؛ خود از مراجع بنام عصر خویش بودند[16] ).

 

 

3 - آیت الله شهید سیّد محمّد باقر حکیم؛

ایشان پس از شهادت آیت الله العظمى حاج شیخ مرتضى بروجردى؛ پیرامون علّت شهادت ایشان فرمودند:

(رژیم عراق از تحریک شیعیان مىترسید و مىخواست با ترور ایشان ایجاد رعب و وحشت کند تا نتوانند در ماه محرم عزادارى کرده و تحریکى از خود نشان دهند[17] ).

 

 

4 - حجت الاسلام شیخ مجتبى بروجردى؛

برادر ایشان جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ مجتبى بروجردى؛ پیرامون ایشان مىنویسند:

(او در خلال بیست و چند سال استفاده علمى از محضر استاد بزرگوارش به درجه‌اى از مقام علمى و تقوى و پرهیزکارى دست یافته که نه تنها از اساتید و فضلا و مدرسین حوزه نجف اشرف است، بلکه مورد اعتماد و توجه خاص حضرت استاد خود قرار گرفته است[18] ).

 

 

5 - صاحب کتاب «معجم رجال الفکر و الادب»

صاحب کتاب «معجم رجال الفکر و الادب فى النجف» پیرامون ایشان مىنویسد:

(مرتضى؛ بن الشیخ على محمّد؛ النجفى من أعلام العلماء و المجتهدین، و أساتذة الفقه و الأصول، و من أجلاء الجامعة النجفیة الیوم و فى طلیعة أساتذتها، ورع تقى خیِّر صالح، طیِّب الحدیث عذب البیان.

بلغ مرتبة عالیة من الفضیلة و العلم تصدّى للبحث و التدریس و کتابة المواضیع الفقهیة. له: تقریرات شیوخه. دراسات فى الفقه و الأصول و الأخلاق و التفسیر[19] ).

 

ترجمه عبارت:

(مرتضى؛ فرزند شیخ على محمّد؛ از بزرگان علما و مجتهدان و از اساتید فقه و اصول و از بزرگان نجف و یکى از پرچمداران این شهر است. خدا ترس و خیرخواه و خوب و خوش سخن، و شیبا بیان است. از مؤلفات او: تقریرات دروس استادش و پژوهشهایى در فقه و اصول و اخلاق و تفسیر است).

 

6 - صاحب کتاب «شناخت نامه نویسندگان لرستان»

نویسنده کتاب «شناختنامه نویسندگان لرستان» جناب آقاى ساسان والى زاده پیرامون ایشان مىنویسد:

(شیخ مرتضى بروجردى؛ از علماى لرستان و از شاگردان آیت الله حلى؛ و آیت الله حکیم؛، سالها مقیم عراق بود و در همان دیار به شهادت رسید، ترور ایشان در سال 1377 هش در کشور عراق تبعات سیاسى فراوانى دربرداشت.

کتاب ارزشمند ایشان «مستند العروة الوثقى» نام دارد که شرحى بر «عروة الوثقى» و در سیزده جلد به زبان عربى منتشر شده است[20] ).

 

 

7 - صاحب کتاب «اختران فضیلت»

صاحب کتاب «اختران فضیلت» جناب حجت الاسلام و المسلمین ناصرالدین انصارى قمى پیرامون ایشان مىنویسد:

(آقاى حاج شیخ مرتضى نجفى بروجردى؛ یکى از علماى بزرگ نجف اشرف به شمار می‌رفت.

فقید سعید از بیانى شیوا و قلمى زیبا برخوردار بود و درسش یکى از درسهاى پررونق حوزه علمیه نجف در دهه اخیر بود.

پس از وفات آیت الله خویى؛ از او تقاضاى زیادى بر چاپ رساله‌اش و نشر فتاوایش مىشد، که وى با فروتنى فراوان این تقاضاها را نمىپذیرفت و جهت حفظ وحدت دیگران را به یکى از مراجع تقلید نجف اشرف ارجاع می‌داد.

از ویژگیهاى ایشان صراحت لهجه و شجاعت ذاتیشان بود به گونه‌اى که به تقاضاى مکرر رژیم بعثى عراق مبنى بر ترک نماز جماعت در حرم مطهر امیرالمؤمنین على7 و ارتباط کمتر با جوانان وقعى[21]  نمىنهاد و همین

باعث خشم و دشمنى رژیم بعثى با ایشان گشته بود.

از دیگر ویژگیهاى ایشان وارستگى و بی‌اعتنائى به زخارف دنیا، عشق فراوان به ساحت مقدس ائمه اطهار: بخصوص امام حسین7 بود[22] ).

 

 

8 - موسوعة «طبقات الفقهاء»

در موسوعة «طبقات الفقهاء» پیرامون ایشان آمده است:

(الفقیه المجتهد مرتضى البروجردى؛، الذى اغتاله نظام صدام المجرم فى النجف)[23] .

 

ترجمه عبارت:

(فقیه مجتهد مرتضى بروجردى؛ که نظام صدام جنایتکار او را در نجف اشرف ترور نمود).

 

9 - صاحب کتاب «المنتخب من اعلام الفکر و الادب»

صاحب کتاب «المنتخب من اعلام الفکر و الادب» پیرامون ایشان مىنویسد:

(الشیخ مرتضى؛ بن على محمّد؛ بن محمّد ابراهیم البروجردى؛ عالم جلیل.

استقل بالبحث و التدریس یحضر علیه جمع من الفضلاء و کان طیب الحدیث، متواضعاً مترسلاً فى سیرته)[24] .

 

ترجمه عبارت:

(شیخ مرتضى؛ فرزند على محمّد؛ فرزند محمّد ابراهیم؛ بروجردى عالمى جلیل القدر است.

او به پژوهش و تدریس مشغول شده که بسیارى از فضلاء در محضرش حضور داشتند و استفاده نمودند.

ایشان خوش سخن و متواضع در رفتار بودند).

 

ارتباط مکتوب با علماء

مرحوم آیت الله العظمى شهید بروجردى؛ در تمام زمان اقامتشان در بروجرد نامههاى فراوانى را براى علماى مقیم ایران و خصوصاً علماى لرستان داشته‌اند که جمع آورى همه آنها خود کتابى مستقل خواهد شد، در ذیل دو نمونه از آنها را ذکر مىکنیم:

 

الف: نامه‌اى به آیت الله سیّد محمّد حسین علوى طباطبایى بروجردى؛

ایشان نامههاى زیادى را از نجف اشرف براى مرحوم آیت الله سیّد امیر محمّد حسین علوى طباطبایى بروجردى؛ نگاشته‌اند که در انتهاى این کتاب یک نمونه از نامهها را به دست خط ایشان نقل می‌آوریم و در این موضوع نامهها در قسمت زندگى نامه حضرت آیت الله سیّد امیر محمّد حسین علوى طباطبایى بروجردى؛ توضیحات بیشترى خواهیم داد.

 

ب: نامه‌اى به حجت الاسلام و المسلمین شیخ مجتبى نجفى بروجردى

متن یکى نامههایى که ایشان خطاب به برادر ارجمندشان جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ مجتبى نجفى ونایى بروجردى که در انتهاى کتاب عین دست خط ایشان نقل مىشود، متن آن از قرار ذیل مىباشد:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

خدمت جناب اخوى معظم آقاى حاج شیخ مجتبى بروجردى «دامت افاضاته»

امید آنکه وجود محترم با عموم متعلقین و اخوى زاده عزیزم در کمال صحت و سلامتى و مورد الطاف و عنایات خاصه و مؤید و مسرور و به سلامت باشید.

پس از مراجعت از ترکیه عریضه و نامه‌اى به دست آقاى حاج عبدالصاحب به خدمتتان تقدیم و حالا نیز زحمت را مغتنم شمرده و مجدداً مصدع شدم و چون آدرس حضرتعالى را نمی‌دانم نامهها را به ایشان تقدیم مىنمایم.

در این ایام همه شماها را بیش از پیش دعا مىکنم چنانکه انتظار می‌رود براى ما هم بیش از پیش دعا فرمایید. فانه خیرالحافظین و هو ارحم الراحین.

از سلامتى آیت الله اخوى که نامه‌اى را خدمتشان تقدیم نمودم اطلاعى ندارم نمی‌دانم شروع به طبع کتاب فرموده‌اند یا نه؟

امیدوارم جناب عالى نیز موفق باشد و رشته تألیف را که بهترین اثر باقى است ادامه دهید، خدمت عموم متعلقین و اخوى زادگان معظم و فامیل محترم سلام برسانید، امیدوارم در مضان استجابت منظور باشم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

          مرتضى بروجردى

          8 / رجب 1405 هق[25]

 

 

زندان و شکنجه

حضرت آیت الله العظمى شیخ مرتضى بروجردى؛ به همراه استاد خود مرحوم آیت الله العظمى سیّد ابوالقاسم خویى؛ و آیت الله العظمى سیّد على سیستانى«مدّ ظلّه العالى» و جمع دیگرى از عالمان عراق نقش کلیدى در انتفاضه شعبانیه داشتند، که پس از شکست این انتفاضه آیت الله العظمى حاج شیخ مرتضى بروجردى؛ و فرزندشان و آیت الله العظمى سیّد على سیستانى «مدّ ظلّه العالى» و فرزندانش و تعداد دیگرى از فعالان دستگیر و پس از چند روز تحمل انواع شکنجه و حبس آزاد شدند.

 

افتخار جانبازى

مرحوم آیت الله العظمى شیخ مرتضى بروجردى؛ در حدود پنج سال آخر عمرشان چندین بار مورد حمله رژیم سفاک بعثى قرار گرفتند.

منزل ایشان در نزدیکى حرم امام على7 بود و ایشان مقید بود نماز صبح را هر روز در حرم اقامه نمایند.

حدود سه سال قبل از شهادت هنگامى که در ماه مبارک رمضان به حرم مشرف مىشد، مضروب شدند. چند روز بعد مجدداً در راه تشرف به بارگاه ملکوتى امام على7 در سحر توسط چند شخص نقاب پوش به شدّت مضروب واقع شد.

این تعرضات تهدیدى براى ادامه فعالیتهاى ایشان بود و عوامل رژیم عراق، ایشان را تهدید کرده بود که باید نماز جماعت در حرم را ترک کند، امّا ایشان که ادامه این راه را بر خود تکلیف می‌دانست از عوامل رژیم خواست درخواست خود را به صورت کتبى و رسمى ابلاغ کنند.

حدود یک سال بعد در سحر ماه مبارک رمضان در حالى که روزه بودند و براى اقامه نماز جماعت به حرم امام على7 مشرف مىشدند بمبى به سوى ایشان پرتاب شد و به دلیل شدت جراحات به بیمارستان منتقل و مدّتى بسترى گردیدند. ترکشهاى آن ترور تا آخر عمر در پاى ایشان بود و از درد پا رنج مىبردند. ولى ایشان پس از مرخص شدن از بیمارستان بدون توجه به تهدیدات فعالیتهاى سابق خود را ادامه دادند.

 

شهادت

شب بیست و چهارم ذى الحجة 1418 هجرى قمرى برابر با 2 اردیبهشت سال 1377 هجرى شمسى و مصادف با شب خاتم بخشى امام على7 و شب مباهله بود، حضرت آیت الله العظمى حاج شیخ مرتضى بروجردى؛ براى اقامه جماعت به حرم مطهر آمدند و پس از اقامه جماعت در بالاى سر همراه مؤذن حرم و جمعى از طلاب به طرف خانه بازگشتند.

پس از ورود آنان به داخل کوچه‌اى که منزل ایشان در آن واقع بود، ناگهان مرد مسلحى که از پشت مراقب آنان بود به سوى ایشان شلیک کرد. به گفته شاهدان آیت الله العظمى شیخ مرتضى بروجردى؛ در آن لحظه با فریاد «الله اکبر» بر زمین افتاده و به لقاء الله شتافت.

در این حمله ناجوانمردانه هفت گلوله به سر و گردن و سینه ایشان اصابت کرد و همراهانش نیز زخمى شدند.

 

علت شهادت

سبب شهادت آیت الله العظمى حاج شیخ مرتضى بروجردى؛ این بود که دولت و رژیم بعث عراق از ایشان مىخواهد که در حرم حضرت امیرالمؤمنین7 نماز جماعت برگزار نکند و چون ایشان از این کار سرباز می‌زند بعد از مدّت کوتاهى در بین راه مسجد به منزل دست عوامل مزدور در سن هفتاد سالگى به فیض عظیم شهادت نائل مىگرداند.

 

خاکسپارى

روز بعد از شهادت ساعت خاصى براى تشییع مشخص شد. جمعیت زیادى قبل از ساعت اعلام شده تجمع کردند و چون احتمال برخورد و خونریزى می‌رفت، تشییع جنازه قبل از موعد مقرر آغاز شد.

پیکر پاک ایشان تا حرم مطهر امیرالمؤمنین7 بر روى دست مشتاقان اهل بیت: قرار گرفت. ازدحام جمعیت به حدّى بود که بارها تابوت از مسیر اصلى خارج گردید.

پس از اقامه نماز میت به امامت آیت الله سیّد جعفر مرعشى«مدّ ظلّه العالى» پیکر ایشان را بنا بر وصیت خودشان به وادى السلام بردند و نزدیک دو قبر مطهر حضرت هود7 و صالح7 به خاک سپردند.

پس از شهادت این مرجع عالى قدر کنترل منزل ایشان با شدت بیشترى دنبال شد و مأموران مخفى خانواده ایشان را به طور مستقیم و غیر مستقیم تحت فشار قرار می‌دادند، به گونه‌اى که آنان مجبور به هجرت از نجف اشرف به شهر مقدس قم شدند.

 

پیامهاى تسلیت

پس از شهادت این فقیه زاهد و عظیم الشأن پیامهاى تسلیتى از بزرگان دین صادر شد که متن بعضى آنها از قرار ذیل است.

 

1 - پیام تسلیت رهبر انقلاب

متن کامل پیام تسلیت مقام معظم رهبرى؛ از قرار ذیل مىباشد:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

انّا لله و انّا الیه راجعون[26]

 

خبر تأسفبار سوء قصد به عالم جلیل‌القدر، آیت الله آقاى حاج شیخ مرتضى بروجردى؛ که منجر به شهادت آن بزرگوار شد، موجب تأثر و اندوه اینجانب گردید. دستهاى گنهکارى که به این جنایت خونبار آلوده شدند بىشک انتقامى سخت و آینده‌اى بس تلخ و دردناک خواهند داشت.

آن شهید سعید از خانواده‌اى معظم و فرزند آیت الله العظمى حاج شیخ على محمّد بروجردى؛ بود و خود نیز از اعلام برجسته حوزه نجف و صاحب سهمى شایسته در رونق علمى و فقهى آن حوزه کهن بود.

فقدان آن فقیه زاهد و شجاع براى حوزههاى علمیه مایه خسارت است و براى خود آن بزرگوار که به شرف شهادت نائل گردید، فوزى عظیم و سعادتى ابدى است.

اینجانب شهادت ایشان را به همه حوزههاى علمیه و مراجع عظام تقلید و دوستداران و ارادتمندان خاندان ایشان و به بازماندگان معظم و مکرمشان تبریک و تسلیت مىگویم و براى آنان صبر جزیل و اجر جمیل از خداوند متعال مسئلت مىکنم.

          سیّد على خامنه‌اى 4 / 2 / 1377 هش

          26 / ذى الحجه / 1418

 

2 - پیام تسلیت دفتر مقام معظم رهبرى

بعد از شهادت آیت الله العظمى شهید حاج شیخ مرتضى بروجردى؛ دفتر مقام معظم رهبرى نیز پیام تسلیتى به متن ذیل صادر نمودند:

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

شهادت تأسفبار فقیه زاهد و شجاع آیت الله آقاى حاج شیخ مرتضى بروجردى؛ که موجب تأثر و خسارت شد را به حوزههاى علمیه بویژه حضرت ولى عصر «ارواحنا الفداء» مراجع عظام تقلید علماى گرانقدر اسلام تسلیت عرض نموده و اعلام می‌دارد به همین مناسبت از سوى حضرت آیت الله خامنه‌اى رهبر معظم انقلاب اسلامى امروز پس از نماز مغرب و عشاء مجلس ختمى در مسجد اعظم برگزار مىگردد، شرکت حضرات آیات، علماى اعلام و طلاب محترم و اقشار مختلف مردم مؤمن در این مجلس موجب ارج نهادن به مقام علم و تقوى و قدردانى از عالمان بزرگوار و تسلاى خاطر بازماندگان آن شهید عالى مقام خواهد شد.

          دفتر مقام معظم رهبرى

 

3 - پیام تسلیت دیگرى از رهبر

رهبر معظم انقلاب پس از چندى به مناسبت شهادت شهید آیت الله العظمى بروجردى؛ و تعداد زیادى از عالمان نجف در زندانهاى رژیم بعث پیام ذیل را نیز صادر نمودند:

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

بر اساس گزارشهاى موثقى که از عراق دریافت شده و آیت الله حاج سیّد محمّد باقر حکیم«دامت برکاته» نیز آن را تأیید کرده‌اند، شمار زیادى از علماء و مجتهدان و فضلاء و طلاب حوزه علمیه نجف اشرف که سالها پیش بوسیله رژیم سفاک بعثى عراق بازداشت شده بودند و امید آن بود که در زندان در قید حیات باشند، به دست آن رژیم به شهادت رسیده‌اند.

این تنها بخشى از جنایات و مظالم رژیم بعثى عراق است و این شهیدان مظلوم تنها جمع محدودى از دهها هزار شهید از قشرهاى گوناگون مردم آن کشورند که در دوران سیاه حکومت آن رژیم سفاک و با کمک و یا سکوت جانبدارانه دولتهاى استکبارى به خون غلطیده‌اند، نه تنها سران آن رژیم، بلکه کسانى که با کمکها و سیاستهاى خود آنان را تقویت و تجهیز و بر ملت عراق مسلط کرده بودند و نیز عوامل اجرایى این جنایات در پیشگاه خدا و مردم عراق مسئولند.

اینجانب پس از عرض تسلیت به محضر حضرت بقیة الله «ارواحنا فداء» به حوزه مقدسه نجف اشرف و مراجع عظام و علماى اعلام و به عموم خانوادههاى آن شهداى مظلوم بویژه خاندانهاى معظم: آل حکیم، آل بحرالعلوم، آل صاحب جواهر، و خاندانهاى معزز: خلخالى، هاشمى شاهرودى، انصارى قمى، خویى، شیرازى، مرعشى، اشکورى، فقیه و دیگر خاندانهاى علمى تسلیت مىگوییم و یاد شهداى عالى مقام آیت الله سیّد محمّد باقر صدر؛، آیت الله سیّد محمّد صدر؛، آیت الله حاج میرزا على غروى تبریزى؛، آیت الله حاج شیخ مرتضى بروجردى؛ را گرامى می‌داریم و قطع یدّ ظالمان و متجاوزان عراق و فلسطین و سایر بلاد مسلمین را از خداوند متعال مسئلت مىکنیم.

          سیّد على خامنه‌اى

همچنین پیامهاى تسلیتى از جانب 4 - آیت الله دانشپژوه؛ امام جمعه وقت بروجرد و  5 - امام جمعه بیرجند و 6 - شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى شهرستان بروجرد صادر شد که جهت اختصار از ذکر متن آنها در این مکان خوددارى مىکنیم.

 

تذکر یک نکته

در انتها تذکر این نکته را لازم می‌دانم که زندگى نامه مفصل ایشان را در کتاب «آیت الله العظمى حاج شیخ على محمّد بروجردى؛ و فرزندان» آورده‌ایم که انشاء الله به زودى به چاپ خواهد رسید[27] .

نقل مطالب این مقاله بدون ذکر نام موله آن میرزا علی سلیمانی بروجردی شرعا اشکال داشه و حرام می باشد.



.